رهگیری و ردیابی کالا

رهگیری و ردیابی کالا: رهگیری: درک تفاوت رهگیری و ردیابی و اینکه برای دریافت داده های مورد نیاز چگونه هر کدام از آنها می تواند با کارآیی بالاتری به کار برده شود، کمک می کند که مدیران عملیاتی بدانند کدام یک جهت یک کاربرد خاص بهتر است. رهگیری به منظور افزایش کارایی شرکت، محل قطعات را در عملیات تولید و انبار مشخص می کند. تکنولوژی ثبت خودکار داده های سنتی براساس بارکد عموما برای اقلام یکسان در نمونه های یکدست به کار برده می شود. این کار معمولا به وسیله علامت گذاری و رهگیری قسمتی که اقلام در آن چیده و بسته بندی شده اند، انجام می شود و در فعالیتهای بارگیری، دریافت و موجودی ثبت می شود. در اکثر اوقات رهگیری شامل استفاده از برچسب با بارکد پرینت شده و خواندن آنها به وسیله بارکدخوانهای دستی می باشد.


ردیابی:

 

ردیابی بر ثبت شجره نامه قطعات، مجموعه ها و زیرمجموعه هایی که محصول نهایی را تشکیل میدهند، تمرکز می کند. هدف ردیابی قطعات جمع آوری داده های محصول از زمان پیدایش تا زمان از بین رفتن می باشد. آئین نامه های جدید دولتی و محدود کردن ریسک در حالیکه هزینه گارانتی در شرکتها ماکزیمم است، حرکت اجباری در مسیر رشد را برای ردیابی ایجاد می نماید.

ردیابی عبارتست از مشخص کردن ویژگیهایی ازیک موجودیت که در طول زمان تغییر می کنند.

مثلاً : شماره بچ کالا، تاریخ تولید، نام اپراتور تولید کننده و ... .

بنابراین در حالی که رهگیری و ردیابی از بعضی از تکنولوژیهای ثبت خودکار داده های یکسان بهره می برند با روشهای کاملا متفاوتی به اهداف خاصی می رسند.

 

ردیابی، فرآیندی است ابزاری که جهت اهداف متنوع از پیش تعیین شده قابل استفاده است. رديابي مي‌تواند به عنوان يكي از چند عنصر کلیدی محسوب گردد كه جهت بهبود امنيت، كنترل كيفيت، مقابله با كلاهبرداري و مديريت زنجيره‌هاي آماد و پشتیبانی پيچيده، طراحي گرديده‌اند.

فاكتورهاي اصلي رديابي:

به هنگام معرفي و اجراي سيستم رديابي، چهار عمل به عنوان فاکتورهای مهم نظام ردیابی، غير قابل چشم پوشي هستند. این چهار عامل، فارغ از نوع صنعت، کشور یا ابزار، از اصول عمومی ردیابی،  می باشند.


فاكتورهاي اصلي رديابي:

1- شناسايي

2- جمع‌آوري و ثبت داده‌ها

3- مديريت پيوندها

4- ارتباطات


شناسايي، فاكتور  اصلي رديابي :

مديريت رديابي با شناسايي كليه موجوديت‌هاي مرتبط با فرآیند تبدیل، بهر‌هاي ساخت و واحدهای آماد و پشتیبانی، به صورت يكه و غير تكراري درگير مي‌باشد.

جهت رديابي يك موجوديت، اين موجوديت بايستي به صورت يكه و غيرتكراري شناسايي گردد. شناسه كالا، كليدي جهت تعقيب مسير حركت و دستيابي به اطلاعات موجود و مرتبط مي‌باشد. در بسياري از مواقع، اقلام به طریقه گروهی که شامل تعدادی از کالاها كه داراي شرايط يكساني هستند، رديابي مي‌شوند. به اين نوع رديابي، رديابي محموله‌اي(بچی) مي‌گويند. در اين نوع رديابي كه شناسه رديابي به گروهي از كالاهاي مشابه تعلق مي‌گيرد، هر زمان كه يكي از عوامل مورد نظر و مهم در رديابي تغيير  داده شد بايستي يك شناسه جديد به كالاهاي پس از تغيير آن عامل، اختصاص يابد. چنانچه حجم یک محموله، یک واحد گردد، نوع ردیابی را ردیابی سریالی گویند.


جمع‌آوري و ثبت داده‌ها :

مدیریت ردیابی با از پیش تعریف کردن اطلاعات جهت ایجاد قابليت ثبت آن در سرتاسر محدوده ردیابی، درگير مي‌باشد.

داده‌هاي رديابي، عناصر مختلفي را در فرآيند تبديل با توجه به خط توليد، نوع كالاي مورد رديابي، تأمين‌كنندگان آنها، تعداد كالا در يك محموله (به منظور قابليت فراخوان احتمالي)، ارتباط كالا با محصول مادر (همچون ارتباط قطعات منفصله خودرو با خودرو)، اپراتور‌ها، تاريخ ساخت يا مونتاژ و ...  تحت پوشش قرار مي‌دهد. اين اطلاعات بايستي به صورتي ذخيره و بايگاني گردند كه به هنگام نياز، موجود و قابل دسترسي باشند.

داده‌هاي قابل رديابي يك كالا يا يك محموله از کالا، مي‌تواند به وسیله حامل‌هاي داده‌ها مانند باركدها، RFID ، كد رديابي و ... انتقال داده شود. با استفاده از بانك‌هاي اطلاعاتي، اطلاعات مورد نياز، جمع‌آوري شده ، مي‌تواند ثبت و بایگانی شود.

مديريت پيوند‌ها :

رديابي، با مديريت پيوند‌هاي متوالي بين واحدها يا سازمان‌هايي كه در سر تا سر بازه رديابي وجود دارند درگير مي‌باشد.

چنانچه يكي از واحدها يا سازمان‌هايي كه در زنجيره رديابي وجود دارند، نتواند اين پيوند‌ها را در جهت بالادست يا پائين‌دست مديريت كند، وضعيت گسيختگي يا فقدان رديابي ايجاد مي‌گردد.



ارتباطات :

مديريت رديابي، با ايجاد ارتباط بين جريان اطلاعات و جريان فيزيكي كالا از ابتداي زنجيره رديابي تا انتهاي آن ، مرتبط و درگير مي‌باشد.

جهت اطمينان از تداوم جريان اطلاعات ، هر يك از سازمان‌ها يا واحدهاي درگير در زنجيره رديابي بايستي شناسه كالا يا محموله كالا را به حلقه بعدي رديابي انتقال داده و داده اطلاعاتي آن را در بانك اطلاعاتي مربوطه ثبت نمايد، تا بدين وسيله حلقه‌هاي بعدي رديابي بتوانند اصول پايه رديابي را به نوبه خود، به كار برند.

ردیابی ایستگاه به ایستگاه معمول‌ترين روش مدیریت رديابي مي‌باشد. در اين روش، هر واحد،‌ اطلاعات مربوط به مرحله خود را ذخيره مي‌كند.

در رديابي زنجيره‌اي، توانايي رديابي كل زنجیره، برابر قابلیت هم پو شانی ردیابی ضعيف‌ترين حلقه رديابي مي‌باشد. اين امر نيز در صورتي قابل استفاده مي‌باشد كه رديابي انجام شده توسط ضعيف‌ترين حلقه رديابي، توسط ساير سازمان‌ها يا واحدها، به صورت كامل پوشش داده‌ شده باشد.

 


عوامل موثر بر انتخاب روش ردیابی:

1- ماهيت فرایندهاي يك سازمان در توليد كالا براي رديابي

2- درصد اطمينان مورد مطالبه از داده‌هاي حاصل از فرایند رديابي

3- توجيه اقتصادي فرایند رديابي

4- شناسایی ماهيت كالاهای مشمول رديابي در سازمان

5- شرايط فيزيكي مکانی محدوده رديابي كالا

6- الزامات قانوني يا فرا سازماني مرتبط با فرایند رديابي

7- محدوده اطلاعات مورد نياز از فرایند رديابي

8- مشكلات موجود در اجراي فرایند رديابي

9- حداكثر زمان در اختیار برای اجرایی کردن فرایند رديابي

10- ميزان پشتيباني مالي و غير مالي مديريت ارشد از فرایند رديابي 

 

روشهای مرسوم ردیابی :

معمولاً براي رديابي يك كالا و قطعات و مجموعه‌هاي آن از يكي از روش‌هايي كه در ذيل توضيح داده مي‌شود و يا تركيبي از آنها استفاده مي‌گردد:

1- كارت سفر

2- استفاده از RFID

 

كارت سفر:

كارت سفر برگه‌اي است كه به همراه كالا از ابتدا تا انتهاي پروسه‌ توليد محصول را طي نموده و تمامي نكات با ارزش پروسه توليد كالا در آن ثبت می گردد. استفاده از كارت سفر به دو صورت ذیل معمول مي‌باشد.

الف)  ثبت اطلاعات در كارت سفر به صورت دستي

ب) ثبت ديجيتالي اطلاعات در كارت سفر

الف) ثبت اطلاعات در كارت سفر به صورت دستي:

در اين روش، اپراتورهاي كليدي خط توليد، موظف به ثبت دستي اطلاعات آن كالا و عمليات انجام پذيرفته بر روي آن به صورت دستي در كارت سفر مي‌باشند. به عنوان مثال، هر اپراتور كه وظيفه مونتاژ قطعات كليدي بر روي محصول را دارد، شناسه رديابي آن قطعه را بر روي كارت سفر، ثبت مي‌نمايد. بايد در نظر داشت كه ثبت برخي ديگر از ويژگي‌هاي آن قطعه از قبيل تاريخ مونتاژ نيز، ضروري مي‌باشد. بازرسان واحد كنترل كيفيت نيز موظفند تا وضعيت محصول و تاريخ بازرسي آن را در اين كارت ثبت نمايند. در روش دستي، اين كارت معمولاً  به گروهي از محصولات،  اختصاص يافته و عملاً  رديابي را نيز تا محموله محصول، ممكن مي‌سازد. دليل اين امر، زمان‌بر بودن ثبت اطلاعات بر روي كارت‌ها بوده و چنانچه لازم باشد تا رديابي محصول در سطح واحد محصول انجام پذيرد بهتر است از روش " ب" استفاده گردد.

 

 

ب) ثبت ديجيتالي اطلاعات در كارت سفر: 

به دلائل زيادي از جمله وجود خطاي انساني، زمان‌گير بودن پروسه جمع‌آوري اطلاعات براي رديابي، ثبت دشوار اطلاعات در بانك اطلاعاتي و از بين رفتن اطلاعات به دليل ناخوانا بودن آنها (كه توسط اپراتورها، دست‌نويس شده است)، ثبت دستي اطلاعات در كارت سفر، در صنايع بزرگ منسوخ شده و ثبت اطلاعات به صورت ديجيتالي انجام مي‌پذيرد. از ساده‌ترين روش‌هاي ثبت ديجيتالي اطلاعات در كارت سفر، مي‌توان به روش استفاده از برچسب دوتكه استفاده نمود. به اين معني كه برچسب باركد رديابي هر قطعه، به صورت دو تكه با ارزش و داده‌هاي يكسان تهيه شده و در حين توليد يا مونتاژ، يكي از اين دو تكه به برچسب اصلي متصل است، از آن جدا گرديده و روي كارت سفر آن محصول چسبانيده مي‌شود. در انتهاي خط توليد يا مونتاژ، كارت‌هاي سفر، جمع‌آوري شده و توسط يك Reader ، اطلاعات آن به نرم‌افزار انتقال مي‌يابد.

بايد توجه داشت كه در اين حالت لازم است تا اطلاعات ابتدايي و منفصله رديابي كالا، قبل از استفاده از آن در خط توليد يا مونتاژ ، در نرم‌افزار ثبت گردد تا در هنگام ورود اطلاعات كارت سفر در نرم‌افزار، شناسه‌هاي رديابي اجزاء منفصله، معتبر باشند. اغلب سازمان‌ها، ثبت اطلاعات اوليه اجزاء منفصله را در انبارها و هنگام ورود آن كالا به سازمان انجام مي‌دهند. اين امر علاوه بر رديابي، فوايد ديگري نيز نصيب سازمان مي‌گرداند كه از آن جمله مي‌توان به كنترل FIFO  در سازمان اشاره نمود.

 

ثبت ديجيتالي اطلاعات در كارت سفر فوايد ديگري نيز براي سازمان به دنبال دارد كه در صورت فراهم بودن بستر نرم‌افزاري آن مي‌توان از اين فوايد در راستاي كاهش هزينه‌هاي كيفي سازمان و راستي آزمايي بازه زماني گارانتي، از آن استفاده نمود. مهم‌ترين اين فوايد عبارتند از:

- دسترسي به اطلاعات محصول و اجزاء منفصله آن در بستر ارتباطی تعريف شده همچون اينترنت يا اينترانت يا شبكه داخلي - ايجاد تقابل‌هاي اطلاعاتي به منظور كنترل دقيق موجودي انبارها و خطوط توليد
- كنترل دقيق بازه گارانتي محصولات توليدي

-لينك اطلاعات حاصله به مديريت مالي سازمان و بسترسازي براي ايجادنظام حسابداري صنعتي و

ERP

در برخي مواقع، استفاده از برچسب‌ دوتكه، بر روي قطعه، ممكن نبوده يا برچسب الصاقي بر روي كالا فاقد ماندگاري لازم بر روي قطعه مي‌باشد. به عنوان مثال، استفاده از برچسب بر روي گيربگس خودرو به دليل شرايط كاركرد آن، منطقي به نظر نمی رسد. در اين موارد مي‌توان دستگاه حكاكي شناسه رديابي را به يك دستگاه كامپيوتر متصل نموده و شناسه رديابي باركد را كه توسط Reader  خوانده شده است، روي قطعه حك نمود.

 

استفاده از RFID :

براي استفاده از برچسب‌هاي RFID بر روي قطعات به منظور رديابي آنها، بايد محدوديت‌هاي استفاده از آن، مد نظر قرار گيرد. مهم‌ترين محدوديت‌هاي RFID عبارتند از: 

- قيمت نسبتاً زياد برجسب‌هاي RFID در مقايسه با برجسب‌هاي باركد
- نياز به تجهيزات پيشرفته‌تر در بازخواني اطلاعات آنها
- عدم امكان بازخواني چشمي اطلاعات (كه در مورد باركدهايي كه شناسه آنها در زير يا بالاي آنها ثبت شده، امكان‌پذير مي‌باشد)
- عدم امكان استفاده در مكان‌هايي كه ميدان‌هاي مغناطيسي مختلف در آنها وجود دارد اين ميدان‌ها ممكن است منجر به تخريب برچسب RFID گردند.

پس از لحاظ كردن محدوديت‌هاي مذكور، در صورتي كه استفاده از RFID ، توجيه‌پذير باشد جمع‌آوري اطلاعات آن در بانك اطلاعاتي رديابي، به دو صورت ممكن مي‌گردد:

الف) روش دستي:

در اين روش، Reader هاي مخصوص برچسب RFID ، در ايستگاه‌هاي مربوطه، در خط توليد يا مونتاژ، در دسترس بوده و اطلاعات آن در هنگام عبور كالا از آن ايستگاه، قرائت شده و به نرم‌افزار انتقال مي‌يابد.

ب) استفاده از درگاه‌هاي كنترلي:

در اين روش درگاه‌هاي كنترلي كه مجهز به Reader هاي RFID مي‌باشند، در مبادي ذيربط نصب گرديده و كنترل شناسه رديابي، به صورت اتوماتيك انجام پذيرفته و اطلاعات مربوطه، در نرم‌افزار ثبت مي‌گردد.

 


مطالعه و شناخت نرم‌افزارهای موجود در سازمان:

معمولاً در سازمان هایی که مدتی از شروع فعالیت آنها می گذرد،  با توجه به نوع فعالیت و همچنین نیازهای درون سازمانی یا برون سازمانی خود، نرم‌افزار‌هایی به صورت جزیره‌ای یا یکپارچه مشغول کار می‌باشند. نرم‌افزارهایی همچون انبارداری حسابداری مالی، حسابداری صنعتی، برنامه‌ریزی تولید، مدیریت فروش، مدیریت زنجیره تأمین، مدیریت ارتباط با مشتریان و ... فارغ از نوع، امکانات و زبان برنامه‌نویسی از جمله شناخته شده‌ترین نرم‌افزارهای موجود در شرکت‌ها می‌باشند که عمدتاً به صورت جزیره‌ای در حال اجرای مأموریت محوله در سازمان خود هستند. طراح یک نظام جامع ردیابی، در هنگام طراحی نرم افزارهای مرتبط با ردیابی(در سازمانهای متوسط و بزرگ) همواره باید این نکته را مد نظر داشته باشد که هیچ‌گاه و در هیچ یک از نقاط یک سازمان، یک زیر فرآیند به صورت موازی در دو نرم‌افزار مجزا در بلند مدت قابلیت اجرایی نخواهد داشت.

با توجه به این که نرم‌افزار ردیابی معمولاً  جزو آخرین نرم‌افزارهای اضافه شده به سازمان‌ها می‌باشد، و با عنایت به لزوم جلوگیری از کارکرد دو نرم افزار مجزا در یک بخش از سازمان، مشکل اصلی در راه طراحی نرم‌افزار ردیابی، برقراری ارتباط اطلاعاتی بین نرم‌افزارهای موجود و نرم‌افزار در حال طراحی و تدوین ردیابی می‌باشد.

معمولاً  سازمان‌ها در این مسیر، یکی از دو راه زیر را بر می‌گزینند:

1- ‌استقرار نظام یکپارچه ERP  و حذف کلیه نرم افزارهای موجود در سازمان

2- استفاده از روش RUP  در تدوین نرم‌افزار جدید ردیابی

 


راهکارهای بهبود:

1- ایجاد زبان مشترک بین ذینفعان سازمان

2- اعلام رسمی پشتیبانی مدیریت ارشد از پروژه شناسایی و ردیابی در سازمان

3- معرفی مسئول پروژه با اختیارات مکفی

4- استفاده از یک فرد خبره در امر کدینگ به صورت مشاور (درون سازمانی یا برون سازمانی)

5- ارائه گانت پروژه توسط مسئول آن

6- تدوین دستورالعمل شناسایی و ردیابی در سازمان توسط تیم اجرایی و تصویب آن در واحد تضمین کیفیت و ابلاغ به واحدهای سازمانی

7- تصویب پروتکل شناسایی در سازمان توسط تیم اجرایی و کمیته CFT

8- طراحی  و تدوین نرم افزار کدینگ شرکتی بر مبنای پروتکل مصوب (ترجیحاً توسط تیم نرم افزاری که دارای سابقه کار مرتبط باشد.)

9- خرید نرم افزار جامع ردیابی و سخت افزارهای مربوطه به موازات تدوین نرم افزار فوق الذکر

10- آغاز جاری سازی فرآیندهای شناسایی و ردیابی در سازمان به صورت موازی

11-استفاده از مشاور کاردان در امر کدینگ ملی  کالا و فرآیند ثبت سفارش